مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام
از تـــمــام لالـــههـــای کـــاروان غـنچـهای لبتـشنه ماند و باغـبان غنچهای که برگ او خشکـیده بود نسخـهاش را تشنگی پـیچـیـده بود زخـم میشـد روی او با گـریهاش شعله میزد خـیـمهها را گـریهاش دسـت بـر دسـت هـمـه اهـل حـرم نـــغـــمــه لالایــیاش آوای غــــم دوش تا وقـت سحـر از قـحـط آب دست و پا میزد در آغوش رباب هر طرف بر پیکرش با دست باد چون گل پـژمـرده رأسـش میفتاد مثل هـاجـر هـفـت نه، هـفـتـاد بار رفـت مـادر خـیمه خـیمه بیقـرار قــطــرۀ آبــی ولــی پــیــدا نــشــد چـشـمـهای از پای طـفـلش پا نشد مـانـد اسـمـاعـیـل او در انــتـظـار تا بـه قـربـانـگـه شود قـربـان یـار سـر بـه روی شـانـۀ بـابـا گذاشت نـای گـریـه نـیـز نـای او نـداشـت مثل مـاهی لب به هـم میزد مـدام در تــلـظـی بـود بـر دسـت امـــام تـا کـه بـالا رفـت بــر دسـتــان او سـر عـقـب افـتـاد و پـیـدا شد گـلو حرمـلـه حـلـق سپـیـدش را که دید تـیـر را در چــلـه تـا آخـر کـشـیـد چـشم او بر چـشم بـابا خـیـره بود ناگـهـان شـد چـشـمهـای او کـبـود از فـشـار تـیــر بـر طـفـل ربــاب گـل مـیـان دسـت بـابـا شـد گـلاب دیــد بـیـت آرزوی ویـــران شــده برگ گـل از شـاخـه آویـزان شـده زود بـابـا بـیـن آغـوشـش فـشــرد دسـت را زیــر ســرش آرام بــرد روی دست بـاغـبان پـرپـر که شد نـوبت تـشـیـیع آن بـیسـر که شـد شعـله زد این غـم به جان عالـمین حـرمله خـنـدیـد بر اشک حـسـیـن |